ضمیر ناخودآگاه چگونه کار می کند؟ مطلب شماره ۵

نمایندگی کوکوم
نمایندگی کوکوم با محصول سال ۲۰۲۰
مارس 25, 2020
روابطه سبز
چگونه رابطه عاشقانه برقرار کنیم؟
آوریل 7, 2020

ضمیر ناخودآگاه چگونه کار می کند؟ مطلب شماره ۵

ضمیر ناخودآگاه

به نام بخشنده ی بزرگ، سلام دوستان. به گفته ی سایت محمد علی کوکائیان از بازخوردهایی که در مورد فایل قبل دادین بسیار سپاسگزارم. طبق قولی که داده بودم در این فایل قصد دارم تا ضمیر ناخودآگاه و نحوه ی کارکرد آن را به شما معرفی کنم. اما قبل از این که به ضمیر ناخودآگاه بپردازم، لازم میدونم کمی بیشتر در مورد فرکانس ها صحبت کنم. هر فرد مجموعه ای از فرکانس ها را به جهان ارسال میکند که این فرکانس ها اتفاقات، شرایط و وضعیت های مختلفی را برای هر کس در زندگی او رقم می زند. برای مثال دو کاسب در بازار تهران که در یک محل کار میکنند، یک محصول با یک قیمت یکسان را میفروشند اما دو نتیجه ی متفاوت را دریافت می کنند. دو برادر در یک خانواده متولد می شوند اما یکی معتاد می شود و دیگری پزشکی آبرومند و محترم است.

بیشتر بخوانید:  اهداف و اهمیت آن ( قانون جذب ) – مطلب شماره ی۴

 

دو خواهر در یک خانواده متولد می شوند با چهره هایی شبیه به هم اما یکی قبل از سن بیست سالگی ده ها خواستگار دارد و به سرعت ازدواج می کند اما خواهر دیگر سالهای جوانیش را با تنهایی سپری میکند و حتی یک خواستگار معمولی هم ندارد. کشورهای کره را در نظر بگیرید. این کشورها در گذشته یک کشور متحد بودند و سالها قبل از جدا شدند. امروز شاهدیم که کره ی جنوبی بر دنیا رهبری می کند و غول های بزرگ تکنولوژی مانند سامسونگ در این کشور است اما کره ی شمالی درگیر برطرف کردن نیازهای ضروری و اولیه ی شان هستند.

برخی از مردم دو کشور حتی اعضای یک خانواده بودند که طی جنگ یکی در کره ی شمالی و دیگری در کره ی جنوبی قرار گرفت و امروز در وضعیت های کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه با هم زندگی می کنند. باید بگویم این قدرت باور است. دو برادر در دوخانواده اما دو وضعیت زندگی متفاوت! دو خواهر در یک خانواده اما دو نوع رابطه ی عاطفی متفاوت! دو فروشنده ی یک کالای یکسان در یک بازار یکسان با دو نتیجه ی متفاوت! یک کشور یکسان که طی جنگ ها و درگیری ها به دو قسمت تقسیم می شود اما دو گونه مردم فقیر و غنی ایجاد می شود. این فقط و فقط به باور افراد متکی است. علوم مختلف با درنظر گرفتن نوع کالا، نوع بازاریابی، نوع تاثیر دوستان و آشنایان، نوع آسیب های وارده از جنگ و هزار عامل دیگر در پی یافتن دلیل این تفاوت هاست در صورتی که تمام این اتفاقات و تفاوت ها توسط باورها و فرکانس هایی که هر شخص ارسال می کند در زندگی او رخ می دهند.

علم از اندازه گیری این فرکانس ها و این باورها فعلا عاجز است و برای همین به جای پرداختن به تنه ی درخت، در شاخه ها سیر می کند. لازم به ذکر است که فرکانس های هر فرد در مورد موضوعات مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است فردی را ببینید که از لحاظ مالی بسیار ثروتمند است و درآمد بالایی دارد. اما درگیر طلاق با همسرش است و یا هر روز با دوستان و آشنایان خود در حال درگیری های عاطفی است. یا ممکن است شخصی را ببینید که بسیار ثروتمند است و همه به رابطه ی عاشقانه او غبطه می خورند اما درگیر مبارزه با بیماری سرطان است. افرادی هم هستند که در تمام زمینه ها موفق هستند و در رضایت کامل به سر می برند. ممکن است بپرسید من نمیخوام با همسرم دعوا کنم یا اینکه من همیشه به ثروت بیشتر فکر میکنم و یا خیلی مواظب هستم تا به بیماری خاصی دچار نشوم اما چگونه است که من همیشه شکست میخورم و در بدترین وضعیت قرار میگیرم؟

برای پاسخ به این سوال باید نحوه ی عملکرد ضمیرناخودآگاه را برایتان تشریح کنم. سالهاست که من عملکرد ضمیر ناخودآگاه و نحوه ی ثبت اطلاعات و نحوه ی پاکسازی آن را مطالعه می کنم. مطلب بسیار ساده ای که در ادامه در قالب یک مثال ارائه می کنم، حاصل سالها تحقیق بر روی این موضوع است. اگر کتاب های این حوضه را بخوانید به قدری با واژگان پیچیده و توضیحات گنگ مواجه می شوید که از ادامه ی کار منصرف خواهید شد. اما من در این مطلب با مثالی ساده آن را بیان می کنم. ضمیر ناخودآگاه قسمتی از حافظه ی بلند مدت ما را تشکیل می دهد که گنجایشی بی پایان دارد. تمام اطلاعات، تصاویر، اصوات و هر چیز دیگری که دیده اید، شنیده اید، لمس کرده اید و… را از قبل از تولد و هنگامی که در شکم مادر بودید تا به امروز در خود ذخیره دارد. اگر ذهن را کوه یخی در نظر بگیریم که بر روی اقیانوسی عظیم قرار دارد، ضمیر ناخودآگاه مانند کوه یخی با بزرگی صدها برابر بزرگتر از آن در زیر آب قرار دارد و کوه یخ خارج از آب را محکم بر روی خود نگه داشته است.

گاهی اتفاق افتاده است که برخی افرد در خیابان برای شما بسیار آشنا هستند اما به هیچ عنوان آنها را به خاطر نمی آورید. این آشنا بودن ممکن است به خاطر این باشد که وقتی یک روز سرد زمستانی با دوستان خود صحبت می کردید، این فرد به صورت اتفاقی چند باری از جلوی شما عبور کرد و بدون اینکه توجه شما را به خود جلب کند، فقط و فقط از جلوی چشمان شما عبور کرده است و همین کافیست تا تصویر او در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت شود اما به دلیل اینکه تعداد تصاویر و تعامل آن شخص با شما بسیار کم بوده، شما هم او را فقط آشنا میدانید و اطلاعات بیشتری از آن شخص در ذهن شما نیست.
حال به مثال زیر توجه کنید.
فرض کنید یک ظرف بسیار بزرگ ضمیر ناخودآگاه ماست. بزرگی این ظرف به ارتفاع برج ایفل در فرانسه است و طول آن یک کیلومتر است. این ظرف به هیچ عنوان پر نمی شود و همیشه جا برای ورود مواد دارد. درون این ظرف مقدار زیادی آب داریم. حال تصمیم میگیریم به آب درون این ظرف بزرگ طعم ترش اضافه کنیم و یک شربت ترش مزه ایجاد کنیم. تعداد زیادی بشکه های آب آلبالو درون این ظرف میریزیم. حجم آب درون این ظرف به قدری زیاد است که مقدار ده، بیست و حتی صد بشکه هم اثری بر روی طعم آب ندارد و با اضافه کردن صد بشکه آب آلبالو، همچنان آب بر طعم ترش غالب است. اما اگر برنامه ای مداوم برای ورود آب آلبالو به درون ظرف ایجاد کنیم که به صورت پیوسته آب آلبالو وارد این ظرف بشود، پس از گذشت چند سال طعم آب درون ظرف تغییر میکند و به سمت ترشی گرایش پیدا میکند و پس از طی مدت زمانی نسبتا طولانی کاملا میتوانیم طعم ترشی را حس کنیم. حال اگر پس از سالها از طعم ترش آب خسته شویم و بخواهیم طعم آب را عوض کنیم و مثلا طعم شیرین ایجاد کنیم، کار سخت تر است. باید مقدار بسیار زیادی مواد شیرین کننده مثل شکر را به آب اضافه کنیم. اگر از ابتدا قصد داشتیم تا طعم آب را شیرین کنیم کار ساده تر بود اما الان باید ابتدا طعم ترش آب را خنثی کنیم و سپس با تداوم ورود شکر به آب کاری کنیم تا طعم شیرینی در آب قالب شود.
خب ممکن است بپرسید ظرف بزرگ شربت و این چیزهایی که گفته شد چه ارتباطی به ضمیر ناخودآگاه دارد؟؟؟

در پاسخ باید بگویم که نحوه ی تغییر در باورهای ثبت شده در ضمیرناخودآگاه دقیقا به همین شکل صورت میگیرد. وقتی متولد میشویم ضمیر ناخودآگاه ما تقریبا حاوی هیچ اطلاعاتی نیست و مانند آب درون ظرف بدون گرایش خاصی است. وقتی در گوش ما اذان میگویند، اولین باورها شروع به ثبت شدن در ضمیرناخودآگاه ما میکنند. باورهای بسیار زیادی از بدو تولد تا همین الان که این متن را میخوانید به ضمیر ناخودآگاه شما آمده اند و ثبت شده اند. باورهایی که از خانواده، مدرسه، دین و مذهب، افراد مختلف و… در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده اند وضعیت امروز ما را به وجود آورده اند.

تفاوت مثالی که از ظرف بزرگ بیان کردم با وضعیت طبیعی و واقعی این است که در مثال من، ما خودمان تعیین میکنیم که طعم آب ترش باشد و تلاش و برنامه ای آگاهانه برای تبدیل طعم آب به طعم ترشی ایجاد میکنیم در حالی که در وضعیت واقعی، ضمیرناخودآگاه ما بدون دانش و انتخاب ما و توسط محیطی که در آن زندگی میکنیم رنگ و بوی خاصی را به خود میگیرد. ممکن است این باورهای القا شده زندگی ما را به سمت و سوی خوبی ببرند و یا اینکه ما را حسابی به دردسر بیندازند. تا زمانی که ما ندانیم که قادریم سرنوشت کامل زندگیمان را تعیین کنیم، افسارمان در دست محیط است و طعم های مختلفی که از محیط دائما به ذهن ما وارد می شوند مدام با هم مخلوط می شوند و هر طعمی که بتواند بر دیگران غالب شود زندگی ما را به همان سمت و سو می کشاند. نمی دونم چقدر تحت تاثیر این مثال و این مکانیسم قرار گرفتید اما میدونم که اگر سرنوشت شما واقعا برایتان مهم است، حداقل دو سه ماهی باید ذهنتان درگیر این موضوع باشد و از اینکه چقدر تا به امروز ورودی های ذهنتان را بدون اجازه به روی باورهای سمی باز گذاشتید احساس خطر کنید و تدبیری برای کنترل ورودی هایتان بیاندیشید.
در فایل بعدی بیشتر توضیح خواهم داد. اما در مورد موارد گفته شده در این فایل ساعت ها بیاندیشید.

نویسنده: فرهاد کوکائیان

فرهاد کوکائیان
فرهاد کوکائیان
12 ساله که قانون جذب شبو روزمو عوض کرده...

هیچ نظری وجود ندارد