اهداف و اهمیت آن ( قانون جذب ) – مطلب شماره ی ۴

هزینه کاشت ابرو در سال ۲۰۲۰
ژانویه 28, 2020
لوله پلیکا
معرفی و تاریخچه لوله پلیکا
مارس 19, 2020

اهداف و اهمیت آن ( قانون جذب ) – مطلب شماره ی ۴

اهداف در قانون جذب

اهداف – سلام. امیدوارم مطالب براتون جذاب بوده باشه و همچنین سوالات زیادی رو در ذهنتون ایجاد کرده باشم. به سرعت ادامه ی مطالب رو دنبال می کنیم، اگر به یک استادیوم فوتبال برید و به وسیله ی میکروفون از تماشاگران بپرسید: “کی میخواد پولدار بشه؟ کی میخواد همیشه سالمو سلامت باشه؟ کی میخواد یه رابطه ی عاطفی و عاشقانه ی فوق العاده داشته باشه؟” فکر نکنم کسی رو پیدا کنید که دستش رو بالا نبره!  اما سوالی که مطرح میشه اینه که با وجود اینکه همه ی افراد خواهان خوشبختی، ثروت و زندگی خوب هستند؛ چرا نود درصد آدمها از وضعیت و شرایط زندگیشون راضی نیستند؟ چرا کمتر کسی هست که بگه من به تمام آرزوهای خودم رسیده ام؟

مگه خدا در قرآن نمیگه حتی نمک سر سفره خودتون رو هم از من بخواهید؟ چرا خدا گفته که انسان جانشین من بر روی زمینه! در حالی که اکثر مردم دنیا روزگارشون رو به سختی سپری می کنند و یا دائم درگیر اتفاقات و رخدادهای ناخواسته ای هستند که در زندگیشون رخ میدهد؟ جانشین خدا و انسانی که ادعا می کنند به هر چیزی که بخواهد دست پیدا می کند، چرا در رنج و سختی به سر می برد و چرا تنها افراد معدودی هستند که به موفقیت می رسند؟ یعنی از این همه جمعیت در دنیا فقط همین تعداد اندک خواستار موفقیت هستند؟ آیا واقعا خداوند بندگان خاصی را برای موفقیت و زندگی بهتر در دنیا انتخاب میکند؟ آیا این عدالت است؟ چرا بیل گیتس (ثروتمندترین مرد جهان) می گوید: اگر فقیر متولد بشوید تقصیر شما نیست اما اگر فقیر از دنیا برید کاملا تقصیر شماست؟؟؟

بیشتر بخوانید:  فرکانس، باور و قانون جذب

 

حرف چه کسی را بپذیریم؟ خداوند، افراد موفق و ثروتمندان یا حرف بیش از ۹۷ درصد از مردم جهان که زندگی معمولی و متوسطی دارند؟ آیا این به تقدیر هر انسان وابسته است؟ تقدیر چیست؟ اینکه خداوند در دفتر تقدیر بیش از ۳۰ درصد مردم جهان فقر و بدبختی بنویسد و ۶۰ درصد مردم جهان در شرایط متوسط و معمولی زندگی کنند و تنها افراد کمی باشند که شرایط خوبی داشته باشند؟

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که حقیقت زندگی چیست؟ کمی مکس کنید و زمانی رو برای پاسخ به این سوال اختصاص بدید.

 به دو صورت می توان به این موضوع نگاه کرد.

 ۱- اینکه با دیدن زندگی افراد موفق به این نتیجه برسیم که حقیقت زندگی چیز دیگری است و در مسیر کشف آن قدم برداریم.

۲- یا حقیقت زندگی چیزی است که همه با آن مواجه هستند و تغییری در آن حاصل نخواهد شد.

اگر طرفدار نگرش اول هستید، باید به شما تبریک بگویم چون در مسیر پیشرفت قرار دارید. اما اگر طرفدار نگرش دوم هستید، بدانید که یک گام عقب تر هستید و تا زمانی که نگرش خود را تغییر ندهید موفقیت چشمگیری را در زندگیتان تجربه نخواهید کرد.

در مطلب قبلی بسیار کوتاه به این نکته اشاره کردم که هر انسان فرکانسی را به جهان مخابره می کند و این فرکانس توسط کائنات دریافت و اتفاقات، افراد، شرایط و… یکسان با آن فرکانس را به زندگی فرد وارد می کند. هر چیزی در این دنیا خواه یک ساختمان باشد یا یک اختراع جدید، راه اندازی یک کسب و کار یا هر چیز دیگر، زمانی فقط یک ایده و یک فکر در ذهن بوده است. برادران رایت را به خاطر دارید؟ کسانی که رویای پرواز در آسمان را در سر می پروراندند یا ادیسون قبل از اختراع لامپ و یا انشتین قبل از ارائه ی نظریه های بی نظیرش، تصویر آنها را در ذهنشان ترسیم می کردند. هر فکری که به ذهن خطور می کند دارای فرکانسی است. وقتی فرکانسی به کائنات مخابره می شود، کائنات به سرعت برای اجرای این فرکانس دست به کار می شود. اما دلیل اینکه اکثرا فرکانس های ما به واقعیت تبدیل نمی شود و یا مطابق میل ما نیستند دلایل متفاوتی دارد. ابتدا اینکه این فرکانس ها باید دائما به کائنات ارسال شود و معمولا فرکانس هایی که به کائنات می فرستیم دائمی نیست.

بیشتر بخوانید:  باورها، الگوهای ذهنی و قانون جذب

 

چگونه بر اهداف تمرکز کنیم؟؟؟

برای مثال یک شب از تنهاییمان به ستوه می آییم و تا صبح گریه و زاری می کنیم که چرا فردی در زندگی ما نیست و از خدا می خواهیم فردی را به زندگیمان وارد کند اما صبح وقتی سر کار حاضر می شویم تمام اتفاقات شب گذاشته را فراموش می کنیم و درگیر زندگی روزمره می شویم. گاهی نیز هیچ درخواستی از کائنات نداریم و توقع داریم جهان خود نیاز ما را درک کند و شخصی را به زندگیمان وارد کند و تنها کاری که می کنیم گریه و زاری است. گاهی هم هدفی را برای خود در نظر می گیریم اما پس از مدتی به این نتیجه می رسیم که هدف تعیین شده خوب نیست و چیز دیگری را جایگزین آن می کنیم. این مانند آن است که به رستوران بروید و به گارسون بگویید: لطفا برای من یک سوپ جو بیاورید و وقتی گارسون برای تهیه ی سفارش شما می رود دوباره او را صدا کنید و بگویید من منصرف شدم لطفا یک دسر خامه ای برای من بیاورید و وقتی گارسون برای تهیه ی آن به آشپزخانه برمیگردد دوباره او را صدا کنید و سفارشتان را عوض کنید.

هر بار که سفارشی به گارسون می دهید، مدت زمانی لازم است تا سفارش شما آماده شود اما اگر مدام آن را عوض کنید هیچگاه به آن نخواهید رسید و ممکن است با ناراحتی و عصبانیت از وضعیت رستوران شکایت کنید. کائنات هم به همین شکل عمل می کند. وقتی هدفی را برای زندگیتان برمی گزینید باید دائما روی آن تمرکز کنید و فرکانس های قدرتمندی را به کائنات ارسال کنید (در آینده و در مباحث مربوط به تعیین اهداف و چگونگی هدفگذاری به طور کامل این قسمت را تشریح خواهم کرد). گاهی نیز فرکانس هایی را ناخودآگاه و بدون آگاهی به جهان ارسال می کنید که خودتان از آنها بی خبر هستید. این فرکانس ها توسط باورهایی که در ناخودآگاه شماست به جهان ارسال می شود. این باورها بزرگترین مانع برای دستیابی به اهداف شما محسوب می شوند. تمرکز اصلی من در چند هفته ی آینده بر روی این بخش خواهد بود. در چند مطلب آینده سازکار ضمیرناخوآگاه را تشریح می کنم و سپس چگونگی پاکسازی آن را به شما خواهم آموخت.

“به امید ساختن زندگی دلخواه، با دستان خودمان”

نویسنده: فرهاد کوکائیان

فرهاد کوکائیان
فرهاد کوکائیان
12 ساله که قانون جذب شبو روزمو عوض کرده...

هیچ نظری وجود ندارد